باید بازیگر شوم ،
آرامش را بازی کنم …
باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم …
باز باید مواظب اشک هایم باشم …
باز همان تظاهر همیشگی : ” خوبم …
I love only you
باید بازیگر شوم ،
آرامش را بازی کنم …
باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم …
باز باید مواظب اشک هایم باشم …
باز همان تظاهر همیشگی : ” خوبم …
وز قیامت ازم پرسیدند :
جوانیت را چگونه گذراندی ؟ !
ندا آمد:
دل شکسته است بگذارید به بهشت برود
دنیایش خوب جهنمی بود . . .
حرفش را ساده گفت :
من لایق تو نیستم اما . . .
نمیدانم خواست لیاقتم را به من یاد آوری کند
یا خیانت خودش را توجیح ؟!
رفـــیــــق "
باور کن راست میگویم
در این دنیای پر از دروغ
تنها بودن خیلی بهتر از
بودن با کسی است که
بخواهی دائم
خودت را به او یادآوری کنی
تا فراموشت نکند . . .
بگذار که در حسرت دیدار بمیرم در حسرت دیدار تو بگذار بمیرم دشوار بود مردن و روی تو ندیدن بگذار بدلخواه تو دشوار بمیرم بگذار که چون شمع کنم پیکر خود آب در بستر اشک افتم و ناچار بمیرم تا بو ده ام ای دوست وفادار تو بودم بگذار که ای دوست وفادار بمیرم
هم آغوشی تمام شده بود !!
دختر به خانه ی رویاهایش می اندیشید و پسر به مکان بعدی
دختر به مردانگی عشقش و پسر به فاحشگی معشوقش
دختر به خدای ناظر و پسر به جسم حاضر
هر دو یک حس داشتند
اما دختر فاحشه شده بود و پسر منطقی !!
ﻣــــــــﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﯾﮑـــــــﯿﻪ ..
به یکی تعهد داره ﺩﯾﮕﻪ ..
ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﻧﺨﻨﺪﻩ...
ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﺑﺎﺯﯼ ﻧﮑﻨﻪ...
با همه حرفای خاص نزنه...
ﭼﺖ ﺑﺎﺯﯼ ﻧﮑﻨﻪ...
ﮐﻼﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺗﻦ ﻭ ﺑﺪﻥ ﻃﺮﻓﺸﻮ ﺑﻠﺮﺯﻭﻧﻪ ..
ﻧﮑﻨــــــﻪ ..
ﻣَــــــــﺮﺩ ﺑﺎﺷﻪ !!
ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﺑﻬــــــــــﺘﺮ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﺷﻪ ...
دلم مرگ میخواهد!
بی صدا...
بی هیاهو...
بی شلوغی....
بی گریه ها و زجه های مادرم...
ارام محو شوم از صفحه ی زندگی
جوری که انگار از اول نبودم!!
دلم گرفته
دلم عجیب گرفته است
و هیچ چیز
نه این دقایق خوشبو که روی شاخه نارنج می شود خاموش
نه این صداقت حرفی که در سکوت میان دو برگ این
گل شب بوست
نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف
نمی رهاند
یه روزایی تو زندگیت هست که حالت بده.....
خیلی بد
اما نمی دونی چه مرگته دقیقأ
همش تو فکری.....
فکری که آخرش تبدیل می شه به یه آه عمیق از ته دل
که کاش به گوش خدا برسه....
خودش یه کاری واست بکنه....
دوست ندارم این حالو.....
داغونت می کنه.....
تا جنون پیش می ری....
الهی هر کی این حالو داره خدا ازش بگیره
قبـل تر هـا . . .
عاشقانـه های هر کـس را که می خوانـدم
به سادگـی اش می خندیـدم !
حالا خـودم گریـه میکنـم و برایـت عـاشقـانــه می نویسـم . . .!!
سـرمـ را شایــــــد بتـــــــوانند گــــــرمـ کنند دیگـــــــرانـ ...
امــــــــا وقتــــیـ تــــــو نیستـــیـ ...
هیــچـ کــسـ نیســــــــتـ دلـــــمـ را گــــرمـ کنــــد ...
خداوندا….
به دل نگیر اگر گاهی
زبانم از شکرت باز می ایستد!!…
تقصیری ندارد…
قاصر است
کم می آورد در برابر بزرگی ات…
لکنت می گیرند واژه هایم در برابرت
در دلم اما همیشه
ذکر خیرت جاریست!!….
تمام خوبـــــی حس مالکیتـــــــ اینه که :
از کســــی که دوسشـــ داری بپرسی
تــــــــــو مال کی هستی؟!
و اون بدون معطلی بگه:
فــــــــقط مـــــــــال تــــــــــــــــــــو…
چقدر ایمان خوب است ! چه بد می کنند آنها که می کوشند انسان را از ایمان محروم کنند.
چه ستمکار مردمی هستند این به ظاهر دوستداران بشر ! (طرفداران آزادی و مدرنیسم و بَسا مدرن).
دروغ می گویند ، دروغ نمی فهمند یا می فهمند و نمی خواهند ، نمی توانند بخواهند ، اگر عشق نباشد چه آتشی زندگی را گرم کند ؟
اگر نیایش و پرستش نباشد زندگی را به چه کار شایسته ای صرف توان کرد؟
اگر انتظار مسیحی ، امام قائمی ، موعودی در دلها نباشد ماندن برای چیست؟
و اگر میعادی نباشد ماندن برای چیست؟
اگر دیداری نباشد دیدن را چه سود؟
دیده را فایده آن است که دلبر بیند
گر نبیند چه بود فایده بینایی را
اگر بهشت نباشد صبر بر رنج و تحمل زندگی دوزخ چرا؟
اگر ساحل آن رود مقدس نباشد بردباری در عطش از بهر چه؟
و من در شگفتم که آنها می خواهند معبود را از هستی بر گیرند چگونه انتظار دارند انسان در خلاء دم زند؟
ایمان چه دنیای زیبا و پر از عجائبی است( گویی که )جهان دیگر در همین جهان است.
کوچه و بازار ، شهر و باغ و آبادی و طوبی و روح و پری و گل و میوه و شیر و عسلش در همین زمین است
♥شمع دانی که دم مرگ به پروانه چه گفت؟... گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی... سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد... گفت طولی نکشد تو نیز خاموش شوی...
♥ اولین كسی كه عاشقش میشی دلتو میشكونه و میره . دومین كسی رو كه میای دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده كنی دلتو بدتر میشكنه و میزاره میره . بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی كه هیچ وقت نبودی . دیگه دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشكونی كه انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یكی دیگه ...... اینطوریه كه دل همه آدما میشکنه
خیلی می ترسید
علتش را پرسیدم
گفت: با اینکه ازته دل خوشحالم
امـــــــــــــــا
خوشحالی اینطوری وحشناک است
وقتی !!
دست سرنوشت بخواهد
چیزیرا از کسی بگیرد
اولش می گذارد این گونه خوشحالی کند
عشق
برخی اوقات تحمل کردن است
اینکه با وجودِ زخم های زندگی بتوانی هنوز پا برجا باشی…
عشق
گاهی زندگی با سینه ایی بدونِ نفس است
و بدان که مرگ، قلبی است، بدون عشق
عشق
برخی اوقات سنگین است
همچون، سنگینیِ لیاقتِ دوست داشتهِ شدن
عشق
برخی اوقات زندگی دوباره است