صفحه قبل 1 ... 6 7 8 9 10 ... 19 صفحه بعد

فقط به عشق تو

خمیازه های کشدار سیگار پشت سیگار

شب گوشه ای به ناچار سیگار پشت سیگار

این روح خسته هر شب جان کندنش قدیمیست

لعنت به این خود آزار سیگار پشت سیگار

پای چپ جهان را با اره ای بریدند

چپ پاچه های شلوار سیگار پشت سیگار

در انجماد یک تخت این لاشه منفجر شد

پاشیده شد به دیوار سیگار پشت سیگار

بر سنگفرش کوچه خوابیده بی سرانجام

این مرده کفن خوار سیگار پشت سیگار

صد صندلی در این ختم بی سرنشین کبودند

مردی تکیده بی زار سیگار پشت سیگار

تصعید لاله گوش با جیغ های رنگی

شک و شروع انکار سیگار پشت سیگار

مردم از این رهایی مردم از این رهایی

در کوچه های بن بست انگار ها نه انگار سیگار پشت سیگار

این پنج پنجه امشب هم خوبگان خاکند

بدرود دست و گیتار سیگار پشت سیگار

[ 23 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 19:13 ] [ olympus ] [ ]

خوش به حال خدا که “لحظه به لحظه” با توست

و “من” همیشه درباره ی “تو” با “او” حرف میزنم . . .


http://uploadyar.com/s1/13698280011.jpg

 

[ 23 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 19:10 ] [ olympus ] [ ]

ارزو دارم فقط یک بار سرت را

روی قلبم بگذاری تا تپش نامنظم

قلبم را به هنگام دیدنت احساس کنی

ولی از ان میترسم قلبم به احترامت بایستد

[ 23 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 19:7 ] [ olympus ] [ ]

خیلی سخته که بخوای با آب خوردن بغضت رو بفرستی پایین ، اما یه دفعه اشک از چشمات جاری بشه …

[ 23 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 18:10 ] [ olympus ] [ ]

بدون رنگ

با نوک انگشت‌هات


مرا بر تنم نقاشی کن


فقط


چشم‌هام را باز بکش ...
 
[ 23 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 18:7 ] [ olympus ] [ ]

در گلستان خيالم جستجو ات ميكنم

نرگس عشق مني هر لحظه بويت ميكنم

 من تمام غصه ها را در دل جا داده ام

 ناز دنيا را فدايي يك نار مويت ميكنم

[ 23 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 18:6 ] [ olympus ] [ ]

ر

 نـــوازشـــم کــن،

نــتــرس!

تــنــهــایـــی ام واگــیــر نــدارد!

 

[ 23 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 18:6 ] [ olympus ] [ ]

پرسید:به خاطر کی زنده هستی؟

با اینکه دلم میخواست با تمام وجود داد بزنم "به خاطر تــــو"

بهش گفتم:به خاطر هیچکس.

پرسید:پس به خاطر چه زنده هستی؟

با اینکه دلم فریاد میزد"بخاطر تــــو"

با یک بغض غمگین

گفتم:به خاطر هیچ چیز.

ازش پرسیدم:تو بخاطر چه زنده هستی؟

در حالیکه اشک در چشمانش حلقه زده بود

گفت: به خاطر کسیکه بخاطر "هیچ" ،زنده است

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTPsYlefr_HY_Y0vW4muS2w_es4T0_UFRa9ovsgmhRC0l2O0vVgrA

[ 23 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 18:5 ] [ olympus ] [ ]

همه میگن عشق یعنی

دوست داشتن ..

اما

من میگم عشق یعنی

یکی مثل تو داشتن . . .

خیلی دوستت دارم عشقم

 

[ 23 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 18:4 ] [ olympus ] [ ]

میدونی عشق یعنی چی؟

یعنی بعد این همه وقت که واسش می میری

نتونی بگی رنگ چشماش دقیق چه رنگیه چون قدرت نگاه به چشماشو نداری..

[ 23 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 18:4 ] [ olympus ] [ ]

بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی
دلت بگیره ولی دلگیری نکنی
شاکی بشی ولی شکایت نکنی
گریه کنی اما نذاری اشکات پیدا شن . . .
خیلی چیزارو ببینی ولی ندیدش بگیری
خیلی حرفارو بشنوی ولی نشنیده بگیری !
خیلی ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی . .

 

[ 23 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 18:1 ] [ olympus ] [ ]

        عشق یعنی کسی که

عشق یعنی کسی که وقتی نگاش میکنی  لرزیدن دلش ازچشاش معلوم بشه

                                 عاشق یعنی کسی که توزمستون باتوگرمش بشه                    
     
                            عاشق یعنی اون کسی که ارزوهات واسش میشن هدف                   

                                   عاشق یعنی اون کسی که ارامشت ارزوشه                 
 

 

[ 23 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 17:58 ] [ olympus ] [ ]

درد یعنــــی :

مــن هستـــم ...

او هسـتــــ ...

ایــــن قسمـتــــ ِ لعنتــــی نیسـتــــ !

[ 23 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 17:57 ] [ olympus ] [ ]

میروم.

مرا ببخش که ســــاده بودنم دلت را زد...

مرا ببخش اگر عشــــق ورزیدنم چشمانت را بست...!!!

می روم تا آنان که توانا ترند... تو را به اوج
 
بودنــــت برسانند ...

 

[ 23 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 17:57 ] [ olympus ] [ ]

ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺳﻌﺖ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﻧﺖ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ

ﺑﺎ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﯾﺪﻧﺖ ، ﻧﺪﯾﺪﻧﺖ ﺭﺍﺗﺤﻤﻞ ﻣﯿﮑﻨﻢ

http://s1.picofile.com/file/8101056942/80970578826106274952.jpg

[ 23 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 17:53 ] [ olympus ] [ ]

تومرا مي فهمي ...

من تورا مي خواهم ...

و همين ساده ترين قصه يك انسان است ...

تومرامي خواني ...

من تو را ناب ترين شعر زمان مي دانم ...

و تو هم مي داني...

تا ابد در دل من مي ماني .

[ 23 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 17:53 ] [ olympus ] [ ]

خدایا یا فریاد در گلویم رابگیر...

یابغض گلوگیرم را...

هرکدام راه دیگری را بسته

%28motahareklove52%29.gif

[ 23 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 17:51 ] [ olympus ] [ ]

شاید بعضی ها خونده باشیداماپیشنهادمیکنم بازم بخونید شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه.مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن.مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو.مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه : سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم. دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش. یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم ب رات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام …. پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…

 

[ 23 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 17:48 ] [ olympus ] [ ]

دوســــتت دارم بـه انـدازه ی تمـــام کوچـه پـس کوچـه های شهــر

کـه خستگـــــــی رایـــــادم داد ...

 

a

[ 23 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 17:47 ] [ olympus ] [ ]

خدایا التماست می کنم
 
همه دنیایت ارزانیِ دیگران !
 
ولی ...
 
آنکه دنیایِ من است
 
مالِ دیـگری نباشد...
 
[ 23 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 17:47 ] [ olympus ] [ ]

یاد گرفتـــه ام کــه
انسان مدرنـــی باشــــم
و هــر بار کــه دلتنـگ میشــــوم
بــه جای بغـــض و اشــک
تنهـا به این جملــه اکتفــا کنـــم کــه
هـوای بـــد ایــن روزهــا
آدم را افســــــــرده میکنـد !…

 

[ 21 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 18:18 ] [ olympus ] [ ]

می گویند:

 خوش به حالت!

 از وقتی که رفته حتی خم به ابرو نیاوردی … !

 نمی دانند بعضی دردها

 کمر خم می کنند، نه ابـرو...! 

 

[ 21 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 18:16 ] [ olympus ] [ ]


گفتم خدایا سوالی دارم

 

چرا هر موقع من شادم همه با من می خندند،

 

ولی وقتی غمگینم کسی با من نمیگرید؟

 

گفت: خنده را برای جمع آوری دوست

 

و غم را برای انتخاب بهترین دوست آفریدم . . .

 
[ 21 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 18:15 ] [ olympus ] [ ]

بازم ببار ای آسمون شاید منم گریه كنم

بغض سكوت و بشكنم اشكمو به تو هدیه كنم

نگاه نكن كه ساكتم دلم اسیر سایه هاست

نگاه خستمو ببین كه لبریز از گلایه هاست

كویر خشك گونه ام اشكی به روی خود ندید

لبانم ز خنده دور شدن هیشكی كلامی نشنید

یه عمره غم تو دلم نشسته بیرون نمیره

لبای بی خنده من تو حسرت و غم میمیره

 

 

[ 21 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 18:12 ] [ olympus ] [ ]

خدا مگر بودنش در کنار من

 

چقدر از جهانت را میگرفت؟؟؟

[ 21 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 18:12 ] [ olympus ] [ ]

هییییییییییییییییییس!!!!!!!

 

 

ساکت!

 

یه کف مرتب به افتخارش...!!

 

چه با احساس منو گذاشت و رفت

 

[ 21 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 18:11 ] [ olympus ] [ ]

اولین ها و آخرین ها
هرگز از یاد نمیروند

پس بیهوده تلاش نکن!

به این سادگی هاکسی را فراموش کنی

که هم اولین بوده،

هم آخرین ...
 
[ 21 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 18:10 ] [ olympus ] [ ]

شاد باش

نه یک روزبلکه هزار سال...

گذار آوازه ی شاد بودنت

چنان در شهر بپیچد:

که رو سیاه شوند

آنانکه برسر

غمگین کردنت شرط بسته بودند

 

[ 21 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 18:9 ] [ olympus ] [ ]

شـادی را هـدیـه کن !

حـتی بـه کسـانـی که آن را از تـو گـرفـتـنـد ...

مـحـبـت کن!

بـه آنـهـایـی که دلــت را شـکسـتـنـد ...

دعـا کن !

بـرای آنـهـآیـی که نـفـرینت کردند ...

و بخند ...

 

/ که خدا هنـوز آن بـالـا با توسـت /...

 

[ 21 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 18:6 ] [ olympus ] [ ]

یک نظر بر یار کردم ، یار نالیدن گرفت

یک نظر بر ابر کردم ، ابر باریدن گرفت

یک نظر بر باد کردم ، باد رقصیدن گرفت

یک نظر بر کوه کردم ، کوه لرزیدن گرفت

تکیه بر دیوار کردم ، خاک بر فرقم نشست

خاک بر فرقش نشیند ، آنکه یار از من گرفت

رنگ زردم را ببین ، برگ ِ خزان را یاد کن

با بزرگان کم نشین ، اُفتادگان را یاد کن

مرغ ِ صیاد تو اَم ، افتاده ام در دام ِ عشق

یا بکش  یا دانه ده ، یا از قفس آزاد کن ، از قفس آزاد کن

ابر اگر از قبله خیزد ، سخت باران می شود

شاه اگر عادل نباشد ، مُلک ویران می شود

یک نصیحت با تو دارم ، تو به کس ظاهر مکن

خانه یِ نزدیک دریا زود ویران میشود

یار ِ من آهنگر است و دم ز خوبان می زند

دم به دم آتش به جان مستمندان می زند

طاقت هجران ندارد ، قلب پاکش نازکست

گه به آب و گه به آتش ، گه به سندان میزند

 
[ 21 / 11 / 1392برچسب:, ] [ 18:5 ] [ olympus ] [ ]